به گزارش خبرگزاری آبادی 118، با آغاز بازداشت عوامل دخیل در آشوب‌ها و اغتشاشات اخیر، بخشی از موج‌سواری و خبرسازی‌های رسانه‌هایی چون اینترنشنال و بی‌بی‌سی فارسی و بازوهای آنها در شبکه‌های اجتماعی بر ایجاد و انتشار اخبار کذب درباره بازداشتی‌ها متمرکز شد.

یکی از عناصری که تمرکز ویژه‌ای روی او بود و سعی شد او را به‌عنوان لیدر زندانی خود معرفی کنند، حسین رونقی بود که از بدو بازداشت، ادعاهای عجیبی درباره او مطرح کردند. جدای از اعتصاب غذا، مسائلی مانند حمله قلبی و خون بالا آوردن و شکستن هر دو پای این زندانی بخشی از ادعاهایی بود که از سوی این شبه‌رسانه‌ها مطرح شد.

موافقت با خروج حسین رونقی از زندان کافی بود تا دروغ بودن تمام این شایعات محرز شود اما این ادعاهای دروغ درباره شکنجه و بدرفتاری در زندان درباره حسین رونقی، یادآور دروغ‌های پیشین این رسانه‌ها و افراد درباره برخی زندانیان از جمله مهدی خزعلی، محمدعلی طاهری (رئیس فرقه انحراقی عرفان حلقه)، آرش صادقی ـ که همان زمان هم ادعاهایش از سوی دوستان و گویا وکیلش با تشکیک روبه‌رو شده بود ـ و… است.

مهدی خزعلی اوایل سال 1396 در حال سپری کردن ایام حبس خود بود که خبرسازی‌ عناصر ضدانقلاب درباره او با عناوینی مانند اعتصاب غذا و شکنجه و حتی نگهداری او در سیاهچاله آغاز شد و روح‌الله زم مدیر کانال آمدنیوز محوریت این خبرسازیها را در دست گرفت، اما واقعیت ماجرا و شرایط نگهداری مهدی خزعلی در زندان چه بود؟ آشی که با ادعاهای دروغ حول شرایط مهدی خزعلی در اوین پخته بودند به‌قدری شور شد که آخرین تیر آنها اعلام به کما رفتن او در زندان بود.

پیگیری‌های خبرگزاری آبادی 118 در ماه‌های بعد حاکی از این بود که زمانی که کانال آمدنیوز شبانه مدعی شد مهدی خزعلی بر اثر مشکلات جسمی به کما رفته است، او در سوئیت بزرگ خود در زندان مشغول تماشای تلویزیون بوده است. درباره سایر ادعاهای کانال حامی مهدی خزعلی که مدعی شده بود او در اتاقی نمور و دورافتاده از سایر زندانیان در حال حبس است باید اشاره‌ای کوتاه و کلی به امکاناتی که در اختیار این محکوم در زندان است کرد؛ یک اتاق به‌اندازه حدود 20 متر به‌همراه دستگاه کنترل فشار خون، دستگاه نوار قلب، دستگاه اکسیژن، تلویزیون ال‌ای‌دی، یخچال و کولر گازی لوازمی است که در اختیار مهدی خزعلی بود.

باز هم با خروج مهدی خزعلی از زندان، رسانه‌های ضدانقلاب تا مدت‌ها راه سکوت را در پیش گرفتند و با فاصله زمانی مناسب و زمانی که دروغ‌های قبلی آنها از یادها رفته بود، سراغ کیس‌های دیگری از زندانیان رفتند و باز هم ادعاهای قبلی خود را تکرار کردند و قطعاً حسین رونقی که صراحتاً خواستار تحریم مردم ایران از سوی غربی‌ها شده بود، آخرین نمونه از این اسطوره‌سازی‌های جعلی نیست و در آینده سراغ زندانیان دیگری هم خواهند رفت.

اما چرا رسانه‌های ضدانقلاب آن‌قدر روی این حربه نخ‌نما و تکراری تمرکز می‌کنند؟ شاید یکی از دلایل آن سکوت منفعلانه سیستم اطلاع‌رسانی دستگاه قضائی باشد که معمولاً یا سعی می‌کند چنین مواردی را با سکوت سپری کند و اگر هم بنا بر اطلاع‌رسانی باشد، بین ایجاد شبهه و شایعه تا زمان اطلاع‌رسانی از سوی سیستم قضائی چنان فاصله‌ای افتاده است که تغییر ذهنیت ایجادشده درباره آن موضوع سخت و حتی غیرممکن می شود.

انتهای پیام/+

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *